العلامة المجلسي

66

عين الحيات ( فارسى )

و اين معنى در مراتب عشق مجاز بر جميع خلق ظاهر است كه اگر جدا از دوست در گلستان با انواع نعمتها باشد نزد او جهنّم است ، چوب لطف دوست هرچند بدنش را مجروح سازد ، او از نىشكر شيرين‌تر است ، رزقنا اللّه و جميع المؤمنين الوصول الى درجات الكاملين بمحمّد و آله الطاهرين . فصل چهارم در حضور قلب بدان كه شرط ديگر از شرايط عبادت كه اين فقرهء جامعه به آن اشارت دارد حضور قلب است ، و عبادت بدون حضور قلب ناقص است ، و مقبول درگاه الهى نيست ، و باعث كمال و قرب نمىگردد ، بلكه اگر نه فضل شامل كريم على الاطلاق مىبود مىبايست كه آدمى در عبادتى كه بىحضور قلب باشد مستحقّ عقاب گردد . چنان كه اگر كسى در حضور پادشاهى سخن گويد ، و به آن پادشاه در مقام مخاطبه و مكالمه باشد ، و خاطرش مطلقا متوجّه امور ديگر باشد ، و آن پادشاه از ضمير او اطّلاع داشته باشد ، البتّه مستوجب سياست بليغ مىگردد ؛ زيرا كه پادشاه را حقير شمرده ، و اعتنا به شأن او نكرده ، چنانچه خداوند عالميان مىفرمايد قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ به تحقيق كه رستگار شدند مؤمنانى كه در نماز خود باخشوعند ، و خشوع دل آن است كه به ياد خداوند خود باشد ، و به غير ذات مقدّس او ملتفت به چيزى نشود ، و غير را از خاطر خود بيرون كند . و خشوع ساير اعضا و جوارح آن است كه هريك به آن كارى كه مأمور شده‌اند مشغول باشند ، و آدابى كه در هر عضوى از اعضاء از شارع مقرّر گرديده ترك